تبليغاتX
کلبه ی محبت


کلبه ی محبت

به نام او که مینگارد در صدور دل خطوط محبت را

  

!!عید مبعث مبارک!!


 

افقی تازه از فرسنگ ها فاصله هویداست. همان افق همیشگی است اما هیچ گاه کسی به خاطر همیشگی بودنش آن را سرزنش نکرده است . دیشب منتظر آمدنش بودم و اینک خرسندم از لقای روزی تازه . از جایم کنده می شوم و عزمی اهورایی را از معبودم می طلبم ، قرار تکرار حکایتی روزمره را به امید زیباتر ورق خوردن برگی از هزاران برگ تفسیر زیستن ، در قاموس زندگی خویش به انتظار نشسته ام . غروب است و دلتنگی ،‌ شب است و تنهایی ، صدایی نیست و تنها ترنم شکننده خاموشی، فریاد حزن انگیز سکوتی سهمگین است بر صاحب دلان همیشه عاشق .طنین دلنواز "فرج" از میعادگاه عشاق به گوش می رسد .سخت است در طریقت وصالت مهدی؛ اینگونه صبور بودن اما بدان شوق دیدار روی بی مثالت همیشه بر تارک وجود ما نقش می بندد که اگر شیرینی حس بودنت در وجودمان نمی جوشید ،‌ دیرزمانی معنای انتظار را از یاد برده بودیم . نمی گویم قلب های خسته ،‌نمی گویم دلهای شکسته ، اما شاید بهتر است بگویم دنیایی از چشم های دریایی تو را می طلبند تا از سفر بازگردی و اشک چشمانشان را بی محابا به زیر پایت رها سازند ، بانگ ِ نامت را سردهند و جملگی فریاد برآرند "صلواتک علیه و علی ابائه فی هذه الساعة " . آری؛‌ زمان می گذرد‍ وقت تکبیر است ، زمان ایستادن بر سجاده خلوص و پاکی، زمان دل کندن از دنیای مجازی و صعود به بارگاه ملکوتی ات "یا رب" . باد، غروبی دیگر از جمعه روزان فراق و دلتنگی را چه بی رحمانه از صفحه ی تقویم روزگار ورق زد و ما را همچنان در حسرت دیدارت ،غریب و خاموش،‌ تنها گذاشت اما بدان تقدس نام زیبایت همیشه بر لبان ما جاری است ،‌مهدی!

چطور بود؟!خشوتون اومد؟!

آخ یادم رفت!سلام!حالتون خوبه؟!میخولم یه تحول اساسی تو وبلاگم به وجود بیارم

اما نمیدونم چیکار کنم!فعلا دارم فکر میکنم!

خب دیگه!تیرم رفت جز آرشیوا!تابستونم فقط ۱ ماه مونده تا تموم بشه!

خب!تابستون بهتون خوش بگذره!

و در آخرم:((تیک تیک ساعت رو جدی بگیرید!داره گذر ثانیه ها رو به ما هشدار میده!))

تا بعد!

یاحق!

نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 4:49 بعد از ظهر توسط سپیده| |


Design By : Night Skin